|
کارتون و کاریکاتور
|
كارتون مطبوعاتی همانطور كه از نامش پیداست به موضوعات روز بر اساس اخبار مطبوعات و جراید و وقایع اجتماعی، سیاسی، و محلی در جغرافیایی خاص اشاره دارد اما كارتون نمایشگاهی به موضوعاتی عامتر، كلیتربیت و جهانیتر میپردازد كه با گذشت زمان هرگز كهنه نمیشود. البته كارتون نمایشگاهی نسبت به كارتون مطبوعاتی دارای بار هنری بیشتری هم میتواند باشد. گرچه پایگاه و جایگاه هر دو نوع كاریكاتور در صفحات روزنامههاست. كارتون مطبوعاتی گرچه تاریخ مصرف دارد و ممكن است با گذشت زمان كهنه شود اما در عوض دارای این امتیاز است كه میتواند به عنوان یك سند یا مدرك تصویری از یك دوره تاریخی، برای نسلهای آینده قابل استفاده باشد. به عنوان مثال اگر امروز كاریكاتوری از مطبوعات فرضاً چهل سال پیش را ببینیم كه موضوعش به ترافیك و یا سرگردانی ارباب رجوع در ادارات مربوط باشد میتوانیم پی ببریم كه چهل سال پیش نیز مشكل ترافیك و مشكل بوروكراسی و سرگردانی ارباب رجوع نظیر امروز وجود داشته و گویا اینگونه مشكلات ابدی هستند و قرار نیست هیچگاه ریشه كن شوند.
دیگر ویژگی كارتون مطبوعاتی این است كه حضورش در ستون روزنامهها كمك به دموكراسی و فضای باز برای بیان انتفاد میكند و چاپ كاریكاتور انتقادی در روزنامهها نشانگر آزادی بیان و اندیشه در یك جامعه است. البته طبعاً هر كاریكاتوریست باید حریمها و یا به اصطلاح خطوط قرمزی را رعایت كند كه برگرفته از شرایط جامعه و فرهنگش است. این خطوط قرمز به صورت بخشنامه و یا دستورالعمل به كاریكاتوریستی ابلاغ نمیشود و هر كاریكاتوریست كه دارای وجدان و شم روزنامهنگاری و جامعهشناسی و دارای ادب و فرهنگ باشد به خودی خود حرمت باورهای مذهبی، ملی، قومی و فرهنگی جامعهاش را رعایت میكند. این رعایت حرمتها را نمیتوان خود سانسوری نامید و اصولاً با وجود بودن این همه سوژههای متنوع و فراوان در جوامع انسانی، چه نیازی است كه گاه برای شوخی كردن و كاریكاتور كشیدن ـ (نظیر كاریكاتورهای دانماركی) به ادیان آسمانی بیحرمتی شود؟ از این گونه شوخیهای ناپسند چه سودی عاید مخاطب و عاید جوامع میشود؟
از سویی كاریكاتور مطبوعاتی نباید به عنوان ابزاری برای تسویه حسابهای شخصی و یا توهین و بیحرمتی به اشخاص و یا طرح انتقادهای سطحی به قصد شهرت طلبی به كار گرفته شود. متأسفانه برخی كاریكاتوریستهای بیتجربه و كم دانش ما كه گرفتار مطلقگرایی، افراطگرایی و خود شیفتگی هستند گاه با موضوعاتی شوخی میكنند كه غیر از ایجاد جو بدبینی علیه كاریكاتور و كاریكاتوریست و ایجاد محدودیت برای كاریكاتوریستها هیچ دستاورد دیگری به همراه ندارند. كاریكاتور هدفش اعتدال و تلطیف است نه افراط گرایی و تشدید. كاریكاتوریست مطبوعاتی توانا كسی است كه بتواند در قالب شوخیهای لطیف و البته مؤدبانه، اثر انتقادی اما شیرین خلق كند كه قادر باشد هم مردم را بخنداند و هم مسؤولان را. هدف كاریكاتوریست ایجاد آشتی ملی و فراهم كردن زمینه برای ترویج روحیه انتقادپذیری و سازندگی است نه فحاشی و توهین به اشخاص و یا ادیان و اقوام و ایجاد تفرقه در جامعه.
یك كاریكاتوریست مطبوعاتی حرفهای و با تجربه را هیچگاه نمیتوان سانسور كرد. وی به خاطر تجاربی كه طی سالیان سال كار كردن به دست آورده و شگردها و مهارتهایی كه در ابراز عقاید و انتقاداتش كسب كرده همیشه و تحت هر شرایطی میتواند حرفش را بزند و انتقاد و كاریكاتورش را ولو به صورت غیرمستقیم و در قالب نمادها و سمبلها مطرح كند. كاریكاتوریست مطبوعاتی كسی است كه به حداقلها (چه از نظر شرایط مالی و چه شرایط سیاسی!) هم قانع است زیرا معتقد است كنار گذاشتن قلم و اعتصاب یك هنرمند منتقد و یك كاریكاتوریست، به منزله خودكشی وی به شمار میرود. از این رو تحت هر شرایطی باید كار كرد و فضا را برای انتقاد مهیا ساخت. در دنیای امروز كه همه راهها به ثروت و تجارت و بیزنس و تبلیغات ختم میشود، حرفه كاریكاتور شاید معنویترین و غیر اقتصادیترین حرفه به شمار آید و كاریكاتوریست جماعت شاید متعهدترین و فداكارترین هنرمندان زمانه محسوب شوند، چرا كه همیشه در معرض قضاوتهای ناشی از سوء تفاهم قرار دارند و به علت اعلام صریح مواضع سیاسیشان همیشه در كنار موافقان، مخالفانی را نیز برای خود دارند. شگفتا كه اینان علیرغم نبود آینده اقتصادی روشن و عدم تضمین شغلی در حرفهشان و مواجه بودن با خطراتی همچون خطر بیكار شدن، ممنوعالقلم و یا بازداشت شدن و یا در مواردی ترور شدن (نظیر اریش ارز آلمانی و ناجی العلی فلسطینی و ...) باز عاشقانه به این حرفهی كم درآمد و پر دردسر روی میآورند. وقتی كه این حرفه نه امنیت اقتصادی برای كاریكاتوریست دارد و نه امنیت جانی، غیر از عشق و جنون و شیفتگی هنرمندانه و یا تعهد اجتماعی و سیاسی چه انگیزههای دیگری میتواند در دنیای سودا زده كنونی كسی را به كاریكاتوریست شدن ترغیب كند؟ و حتی اگر انگیزة صرفاً هنری و شخصی و به رخ كشیدن تواناییهای هنری را عامل محرك یك كاریكاتوریست بدانیم باز انگیزه وی در خدمت اجتماع است و از این نظر ارزشمند است. البته عقل و منطق حكم میكند كه یك كاریكاتوریست مستقیماً به استقبال خطر نرود. وی باید خود و حرفه خود را حفظ كند و اینجاست كه عقلانیت و حرفهای گری و نسبی اندیشی او میتواند وی را از غلتیدن به دامان رادیكالیسم و افراطگرایی و طرح انتقادهای روبنایی و ظاهری برهاند تا قادر باشد تداوم حرفهاش، استمرار پیامرسانیاش و سلامت جانش را حفظ كند.
پیداست كه در مقایسه با كارتون مطبوعاتی، كارتون نمایشگاهی مخاطبان كمتری دارد و پیامش ممكن است تأثیر كمتری در اجتماع داشته باشد. البته كاریكاتوریست صرفاً نمایشگاهی، چون به نوعی خودش را از اجتماع و وقایع روزمره سیاسی اجتماعی كشورش كنار میكشد و صرفاً برای نمایشگاهها كار میفرستد لذا كمتر به دردسر میافتد و شاید تعهد هنریاش و خطرپذیریاش از كاریكاتوریست مطبوعاتی كمتر باشد اما مهمترین ویژگی مثبت كارتون نمایشگاهی را در این باید دانست كه میتواند به مرور زمان فرهنگ و سلیقهای بسازد كه در آن، كاریكاتور به عنوان یك اثر هنری به رسمیت شناخته شود و مردم به خرید آثار كاریكاتور جهت نصب در دیوارهای منازلشان عادت كنند. گرچه با توجه به پیام اكثراً تلخ و گزنده كاریكاتور، بعید به نظر میرسد كه كاریكاتور نمایشگاهی از دیوار نمایشگاهها به دیوار منازل راه پیدا كند و سود آوری اقتصادی این هنر را تضمین كند.
نگارنده معتقد است که هر دو نوع كاریكاتور ارزشمندند و اگر كارتون نمایشگاهی هنرمندانهتر و خلاقتر از كارتون مطبوعاتی به نظر میآید، میتوان در اجرای كاریكاتور مطبوعاتی قالبهای كلیشهای را در هم شكست و با مدد گرفتن از نیروی تخیل و فانتزی و در مواقعی سوررئالیسم یك واقعیت رئالیستی را با حال و هوایی هنریتر و فلسفیتر و جذابتر اجرا كرد كه هم از نظر زیباییشناسی جذاب باشد و هم از نظر پیام انتقادی نهفته در آن. به عنوان بهترین نمونه خالقان این گونه آثار مطبوعاتی- نمایشگاهی میتوان از براد هالند، اوژن میهائسكو و هلیو فلورس نام برد. |